فهرست شهرستانهای استان خراسان رضوی ایران:
نمایی از داخل بزرگترین قنات جهان در گناباد
رضا عطاران متولد کاخک گناباد
تعذیه خوانی در بیلند
نمایی از بیلند در حدود 50 سال پیش
استان خراسان رضوی یکی از استانهای خراسان در شمال شرقی ایران به مرکزیت مشهد است که از شمال با ترکمنستان و استان خراسان شمالی، از غرب با استان سمنان، از جنوب غربی و جنوب با استان خراسان جنوبی و از شرق با افغانستانهمسایه است. این استان در سال ۱۳۸۳ با تقسیم استان خراسان به سه استان ایجاد شد.
واژهٔ رضوی در نام این استان، به مقبرهٔ علی بن موسی الرضا در مرکز این استان اشاره دارد.
مساحت این استان ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومتر مربع بوده که از این نظر پنجمین استان بزرگ کشور است.
خراسان رضوی از ۲۵ شهرستان و ۶۵ بخش تشکیل شدهاست.
خراسان، در طول تاریخ شاهد ظهور و سقوط سلسله ها و دولت های بسیاری در قلمرو خود بوده است. اقوام مختلف اعراب، ترک ها، کردها، مغول ها، ترکمن ها و افغان ها زمان به زمان به این منطقه تغییرات را به ارمغان آورده اند.
جغرافیدانان باستان ایران، ایران را به هشت بخش تقسیم کرده که خراسان بزرگ شکوفا ترین و بزرگترین قلمرو بوده است.اسفراین نیز، در میان دیگر شهرهای استان، یکی از نقاط کانونی برای اقامت اقوام آریایی پس از ورود به ایران محسوب می گردد.
امپراتوری اشکانیان برای چندین سال در نزدیکی مرو در خراسان مستقر بوده است. در دوران ساسانیان نیز استان توسط یک سپهبد که "پادگوسبان" نامیده می شده و چهار مرگراوس (margraves) که هر یک فرمانده یکی چهار بخش استان بوده اند حکومت می شده است.
در دوران فتوحات مسلمانان در ایران خراسان به چهار بخش تقسیم گردید و هر بخش به اسم شهر بزرگ خود یعنی نیشابور، مرو،هرات و بلخ نامیده شدند.
تعداد کل جمعیت استان بر اساس آمار سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ تعداد ۵٬۹۹۴٬۴۰۲ نفر بوده که شامل ۲٬۹۹۹٬۵۲۹ نفر مرد و ۲٬۹۹۴٬۸۷۳ نفر زن میباشد
خراسان رضوی
مرکز | مشهد |
---|---|
مساحت | ۱۱۸٬۸۵۴ کیلومترمربع |
جمعیت (۱۳۹۰) | ۵٬۹۹۴٬۴۰۲ |
پراکندگی | ۴۷ نفر |
تعداد شهرستانها | ۲۵ |
منطقه زمانی | IRST (گرینویچ+۳:۳۰) |
-تابستان (دیاستی) | IRDT (گرینویچ+۴:۳۰) |
زبان(های) گفتاری | فارسی و ترکی خراسانی و کردی خراسانی(کرمانجی) |
نماینده ولی فقیه | عباس واعظ طبسی |
استاندار | محمد حسین فروزانمهر[ |
گناباد جویمند |
|
---|---|
کشور | ![]() |
استان | خراسان رضوی |
شهرستان | گناباد |
بخش | مرکزی |
نام(های) قدیمی | جنابد، گناپا |
سال شهرشدن | ۱۳۱۶ |
مردم | |
جمعیت | ۳۴٬۵۶۳ نفر[۱] |
زبان گفتاری | فارسی[۲] |
مذهب | شیعه |
جغرافیای طبیعی | |
ارتفاع از سطح دریا | ۱۱۵۰ متر |
اطلاعات شهری | |
شهردار | حمید بنایی |
رهآورد | زعفران، پسته |
پیششماره تلفنی | ۰۵۳۳ |
تابلوی خوشآمد به شهر | |
به شهر قناتهای کهن خوش آمدید. |
محمد پروین گنابادی در سال ۱۲۸۲ در کاخک گناباد متولد شد. پدرش عباس امیری دلویی ملقب به شمس الذاکرین دلوییگی ۱ مردی روحانی و اهل علم بود.
از ۱۵ سالگی برای ادامه تحصیل به مشهد رفت و وارد مدرسه فاضل خان شد. مدتی بعد در زمره شاگردان برجسته ادیب نیشابوری در آمد و با اشارت وی تخلص «پروین» را برگزید و بعدها با توجه به علاقهای که به زادگاهش داشت «گنابادی» را نیز بدان افزود. وی مردی بود سختکوش، دوستدار ایران و زبان و ادبیات فارسی، و بدین منظور از دو طریق فعالیت میکرد: کار سیاسی و کار آموزشی.
فعالیتهای سیاسی وی در حزب توده ایران سبب آن شد که در ۱۳۲۲ از طرف مردم سبزوار به مجلس شورای ملی فرستاده شود. در مجلس شورای ملی عضو فراکسیون توده بود.
کارهای آموزشی وی در سطوح مختلف از دبستان شروع و به تدریس در دانشگاه تهران خاتمه یافت. در تنظیم لغت نامه دهخدا بسیار فعال بود و بسیاری از سرفصلهای این لغت نامه را نوشت و بسیاری دیگر را اصلاح نمود در سال ۱۳۵۷ بر اثر بیماری و در گمنامی و با زندگی فقیرانه بدرود حیات گفت.
ابومنصور از وزرای طغرل فرزند میکاییل فرزند سلجوق بنیانگذار سلسله سلجوقیان بودهاست. هم اکنون در روستای ریاب واقع در شهرستان گناباد مزاری هست که به مدفن ابو منصور شهرت دارد. برادرش ابوسعید نیز از وزرای صاحب جاه و قدرت بود. وی عادت داشت که قبل از اتمام دعا و نماز صبحگاه به امر دیگری نپردازد. مورخین نوشتهاند که روزی در حالی که هنوز نمازش تمام نشده بود، فرستاده شاه رسیده و گفت باید هر چه زودتر به خدمت شاه برسد. ابومنصور اعتنایی نکرد و طبق معمول نمازش را به پایان رساند. شاه که از تاخیر او بسیار ناراحت بود علت را جویا شد. ابومنصور گفت:«من بنده پروردگار عالمیانم و چاکر شهریار جهان. با خود نذر کردهام که هر صبح تا از عرض بندگی و نیاز به درگاه کریم کارساز نپردازم خود را در سلک ملازمین درگاه و قایمین به خدمت سلطان منتظم نسازم.» این جواب مورد پسند سلطان واقع شد و او را بخشید.
خواجه اختیارالدین حسن فرزند علی یکی از خوشنویسان بزرگ قرن دهم هجری بوده است. او را از بزرگترین اساتید خط تعلیقمیدانند. وی مدت سی سال در دربار سلطان محمد خدابنده فرزند اول شاه طهماسب صفوی بهکار نوشتن نامههای شاه اشتغال داشت. اکثر مورخین وفات وی را در سال ۹۹۰ هجری دانستهاند ولی کتاب دانشوران خراسان آنرا ۹۷۰ ذکر کرده است.
بسیاری او را اهل هرات ذکر کردهاند اما در یک مرقع او در امضای خود نسبش را چنین ذکر کرده است: "اختیارالمنشی بن علی الجنابادی فی شهود سنه ۹۲۴ " که به این ترتیب در نسب گنابادی او جای تردید نیست.[۱][۲] شاهکاری منسوب به خواجه اختیار منشی گنابادی،یکی از معدود آثار بجای مانده منسوب به خواجه اختیار منشی گنابادی است. خواجه در این تابلو زیبا نوشته است: لیالی رمضان المبارک است و ساعت از چهار گذشته دماغ مشق سوخته، نماز هم نخوانده ام آنرا باین صحفه مشق اختصار می شود انشالله اگر حالت بعد از نماز مقتضی شدصحفه دلی نوشته و الا برای فردا شب والله العالی. [۳]
تا اوایل سال ۱۳۴۰، بافت این شهر خیلی قدیمی بود و علاقهٔ وافر اهالی به نوسازی شهرشان، سبب خراب شدن بعضی از آثار تاریخی شد که از آن میان باید از یک یخدان عظیم که ارتفاع گنبد مخروطی آن در حدود بیست متر بود و در نزدیکی مظهر قنات علیآباد قرار داشت نام برد.
مهم ترین آثار تاریخی این شهر عبارت است از:
گناباد را در منابع عربی و اسلامی جَنابد و کَنابد و جُویمند نیز ثبت کردهاند. همچنین در کتب تاریخ نام گناپا به ثبت رسیده است. جویمند نام پیشین نقطهٔ شهری ای است که در دوران پهلوی نام گناباد بر آن نهاده شد. نام گناباد پیش از آن زمان و پس از زمین لرزهٔ مهیبی که شهر اصلی گناباد را ویران ساخته بود نام منطقه شده بود و دیگر نام هیچ شهر بخصوصی نبود.
این شهر دارای چهار قنات است: قنات قَصَّبه و قنات دِه و قنات علیآباد و قنات حسینآباد. شاید به همبن خاطر آن را جویمند نامیدهاند یعنی صاحب جویها.
بارها در شاهنامه ی فردوسی، از گناباد یا جنابد یاد شده و این مکان را محل جنگهای توران و ایران دانستهاند. به گفتهٔ شاهنامه، «پیران ویسه» وزیر کاردان افراسیاب در گناباد به خاک سپرده شده و مدفن او هم اکنون در گناباد است.
از دیگر مواردی که می توان اشاره نمود، گذر ناصرخسرو از گناباد و روستای کلات و کوهپایههای مشرف می باشد که در سفرنامهٔ خود به آن اشاره نمودهاست.
در شهر گناباد آب انبارهای عظیمی وجود داشته است که حداقل سه مورد آنها در توسعهٔ شهری تخریب شدهاست. آب انبارمرکز گناباد (آبانبار حسینیه گناباد)در خیابان شریعت سابق (سعدی) تا سال ۱۳۶۳ فعال و مورد بهرهبرداری مردم بود. در زمستان آب برف و یخ را روانهٔ این آب انبار میکردند و در تابستان آب سرد و خنک می نوشیدند و به این آب انبار یخچال خانه هم می گفتند. گویا در تابستانهای قدیم به مردم، یخ هم می فروخته اند.
یکی از نقاط دیدنی گناباد، قلعهٔ فرود می باشد که درحال حاضر به روستای کوه قلعه مشهور است. درآن مکان باقی ماندههای قلعههای ساخته شده از ساروج که ازبتن محکمتر است وجود دارد. در بعضی ارتفاعات، دسترسی به این قلعهها با زحمت زیاد امکان پذیر میباشد.
گُناباد مرکز شهرستان گناباد واقع در استان خراسان رضوی است. براساس آمار سال ۱۳۸۵ مرکز آمار ایران، جمعیت شهرستان گناباد ۱۱۰٬۱۳۵ نفر بوده که ۲ در صد از جمعیت استان را شامل میشود. همچنین از کل جمعیت شهرستان ۵۵٬۷۴۶ نفر مرد و ۵۴٬۳۸۹ نفر زن هستند که بنابراین نسبت جنسی این شهرستان بیانگر پائین بودن در صد تعداد زنان به مردان در این شهرستان است. این نسبت در مقایسه با وضعیت استان که برابر ۱۰۱ میباشد، اختلاف کمی را نشان میدهد.[۱] بومیان این شهر، آن راجُویمند نیز مینامند.
بزرگ ترین قنات جهان در گناباد قرار دارد. این قنات از دورهٔ هخامنشیان تاکنون، عامل تولید و حیات در شهر کویری گناباد بودهاست. این قنات به شماره ۵۲۰۷ در سازمان یونسکو ثبت شده است.[۳]
ساختار اجتماعی بیلند
1-کشاورزان:
کشاورزان بیلند عمدتاً خرده مالک بوده و عمده مالکان درصد بسیار کمی از کشاورزان را تشکیل میدهد. حدود 35-35% از مردم بیلند تنها از راه کشاورزی امرار معاش می کنند و این گروه بدلیل نداشتن زمین وآب کافی از سطح زمین کم و یا متوسطی برخوردارند.
2-دامداران:
دامداری رونق خاصی نداشته و یک شغل تلفیقی با کشاورزی است ولی 5% مردم تنها از طریق دامداری امرار معاش می کنند و 20% مردم نیز از طریق دامداری و کشاورزی زندگی خود را تأمین می کنند.
3-اصناف و بازاریان
این گروه که حدود 35-30% جامعه را تشکیل می دهند علاوه بر کارهای صنفی دارای مختصر کشاورزی و دامداری (حداکثر یک گاو و گوساله )می باشند.
4-کارمندان و کارگران:
20% از جمعیت روستا را کارمندان و کارگران تشکیل می دهند که البته این گروه نیز دارای کشاورزی و دامداری مختصری می باشند .
فرهنگ و امکانات بیلند
یکی از ویژکیهای هر منطقه آداب و رسوب خاص و ویژه آن منطقه می باشد آداب و رسوم و سنت های بجا مانده از گذشه بسیار دیدنی وجالب هستند . صد درصد مردم بیلند مسلمان و شیعه دوازده امامی می باشند و علاوه بر مراسمات مذهبی دارای اختصاصات خاص هستند که ذیلاً بچند نمونه اشاره می شود:
1-مردم بیلند در غم و شادی شریکند و در مراسم عروسی به جشن و سرور پرداخته و در ماتم درگذشتگان به سوگ می نشینند و در مراسم ازدواج رسم بر این است که مراسم آقایان در منزل پدر داماد و مراسم خانم ها در منزل پدر عروس برگزار میشود. بعد از اینکه مراسم عقد تمام شد مردم داماد را پیاده تا منزل پدر عروس همراهی می کنند و بعد از آن دوران نامزدی شروع می شود که حداقل 2 سال بطول می انجامد بعد ازآن مراسم عروسی جالب توجه می باشد آن شب خانواده داماد به همه افراد محله شام می دهند.
در مراسم عزاداری نیز همه شریک هستند و به بازماندگان تسلیت می گویند مجالس ترحیم در گذشته 3 روز بوده و در حال حاضر 2 روز می باشد و در این مدت خانواده متوفی به افراد محله و شرکت کنندگان طعام می دهند
و اما از جالب ترین مراسم این روستا که شور خاصی دارد ،مراسم عزاداری امام حسین (ع) در ماه محرم می باشد بطوریکه همه مهاجرین با هر عنوان برمیگردند تا از فیوضات این مراسم استفاده کنند موقوفات مربوط به عزاداری آن حضرت آنقدر زیاد است که در همه مساجد و حسینیه ها مراسم عزاداری برپاست روز عاشورا روستای بیلند حال و هوای دیگری دارد که در بیان و قلم نمی گنجد پس از عاشورای حسینی مراسم شبیه خوانی در روستاهای گناباد مرسوم است ،به طور معمول در بیلند چهاردهم محرم است و این مراسم از صبح تا عصر ادامه دارد و طی آن شیبه خوانان واقعه روز عاشورا را برای مردم نمایش میدهند و در آخر مراسم نخل را که مزین به قالی و قالیچه و پارچه های زیبا می باشد حرکت می دهند و اطراف میدان شبیه خوانی می چرخانند که شکوه خاصی دارد.
بیلند دارای 13 مسجد کوچک و بزرگ بوده که چهار تای آن بعنوان مسجد جامع مطرح است و اکثر برنامه های فرهنگی از قبیل،نماز ،سخنرانی،کلاس های عقیدتی و کلاسهای آموزش کشاورزی، در این مسجدها برگزار می شود. مسجدی بنام مسجد سر گود وجود دارد که قداست خاصی داشته و مورد علاقه مردم بیلند و روستاهای مجاور می باشد همچنین بیلند دارای چهار حسینیه می باشد کتابخانه عمومی و شبانه روزی وجود ندارد ولی 2 کتابخانه کوچک در بیلند فعالیت دارد درحالیکه نیاز به یک کتابخانه بزرگ و سالن مطالعه احساس می شود . وجود حدود 2000 نفر دانش آموز و دانشجو و عاشق کتاب و مطالعه ضرورت ایجاد چنین مرکز فرهنگی را ایجاب می نماید.
زبان و گویش مردم بیلند فارسی بوده ولی لهجه خاصی دارند که بر گرفته از لهجه جنوب خراسان و بکار بردن لغات مهجور فارسی قدیم است البته در حال حاضر بدلیل استفاده مردم از رسانه های ارتباط جمعی از غلظت لهجه ها کاسته شده و سعی می شود از فارسی روان استفاده شود اما تلفظ بعضی کلمات از یک منطقه به منطقه دیگر و حتی از یک روستا به روستای دیگر تفاوت دارد مثلاً در بیلند از لغات زیر استفاده می شود:
مُو به جای من-چُو به جای چای-نُو به جای نان- گُو به جای گاو- سِبِسک به جای یونجه-شَودَر به جای شبدر-بِیل به جای بیل-زعفِرو به جای زعفران و ...
معمولاً مردم بیلند افعال را بصورت زیر تلفظ می کنند برَفتُم-بِخاردُم-دیدُم..
نوع پوشاک و تغذیه مردم بیلند
لباسهایی که در قدیم مورد استفاده قرار می گرفته با لباسهای کنونی تفاوت چشمگیری داشته است خود این لباسها یادآور غنای مذهبی و فرهنگی منطقه می باشد به عنوان نمونه به تعدادی از آنها اشاره می شود:
در گذشته لباس مردان در جنوب خراسان از جمله لباس مردان بیلند بسیار متنوع بوده و به نسبت امکانات مالی فرق می کرده است و به طور کلی شامل لباسهایی بوده است از جمله پیراهن-تُنبان-جلیغه-قبا لباده-سدره-خرقه-جبه-ابره-ارخالق-قارت یا ملکی – کلاه نمدی کرک-شب کلاه(عرقچین)-شال سر(مندیل)-شال کمر-جوراب-پاتاوه(مچ پیچ)و ... و کفشهای آنان شامل گیوه ساده ملکی-کفش بیمرغی-کفش روشناوندی-کفش پورزاد و کفش گرگاوین بوده است.
لباس زنان:در دوران گذشته لباس زنان مجموعاً از چندین تکّه تشکیل می شده است از جمله :
شلیته-شلوار-پیراهن-زیرپوش-شال سر-سربند-کلاهک-عرقچین-چادر-پیچه ارخالق و... کفشهای بانوان این سامان نیز در طول زمان دستخوش تحولات بسیار شده است که به برخی از آنها اشاره می شود: کفش های ساغری-کفشهای طبکی-کفش قوندره-کفش گیوه تخت آجین.
وضعیت پوشاک و نوع لباس در دهه اخیر بکلی فرق کرده و اکثر سعی می کنند بطور رسمی و معمول لباس بپوشند.
در گذشته پارچه توسط زنهای روستا تهیه می شده و نوع آن کرباس بوده است در حال حاضر در اکثر منازل آثار این کارگاهها مشاهده می شود. پارچه بدست آمده را رنگ میکرده و از آن پیراهن و شلوار و سایر چیزها درست میکرده اند بنابراین زنان روستا هم پارچه باف هم رنگرز و هم خیاط بوده اند دلیل آن عبارت است ار:
1-عدم وفور پارچه های امروزی در بازار .
2-گران بودن پارچه های بازار و نبودن پول در دست مردم.
3-عدم تناسب پارچه های موجود در بازار با فرهنگ روستا
4-ارزان بودن نخ نسبت به پارچه
5-بیکار بودن زنان خانه دا
با توجه به اینکه در گذشته مردم زندگی بسیار ساده ای داشته و از همه امکانات رفاهی محروم بوده اند . وقت آنها صرف پرداختن به تجملات خانه نمی شده است بنابراین در کلبه ای محقر زندگی میکرده اند و مایحتاج همین زندگی ساده بدست خودشان تهیه می شده است.
اصولاً نوع تغذیه در هر کشوربسته به نوع محصولات کشاورزی آن منطقه است و هرچند در عصر کنونی سیستمهای حمل و نقل این مسئله را دگرگون کرده ولی باز هم غذای محلی و سنت های مرسوم خبر از تغذیه اجدادی دارد و با توجه به اینکه شهرستان گناباد در منطقه گرم و خشک واقع شده است کاشت اصلی مردم در گذشته و حال گندم بوده است و مردم بیلند سعی می کرده اند باندازه مصرف خود تولید کنند بزرگان می گویند در گذشته فقط شب های عید برنج استفاده می کرده اند و این در حالی است که در حال حاضر برنج به عنوان غذای اصلی مردم بیلند بحساب می آید هنوز دز بیلند نان بیشترین مصرف را دارد و غذاهای محلی جایگاه خود را حفظ کرده اند در زیر به بعضی از آنها اشاره می شود:
آش:
آش یکی از غذاهای ملی کشورمان بوده که بعنوان غذای اصلی در بیلند مطرح است . زنان بیلند آشهای متنوعی با نامهای گوناگون محلی تهیه می کنند که عبارتند از:آش جوش پره-آش لخشک- آش مالیده- آش رشته.
آش جوش پره یکی از بهترین و لذیذترین آنها بوده است و در بعضی نقاط به آش لقمه ای یا آش خامه ای نیز مشهور است. ماده اولیه آن حبوبات و خمیر و کشک می باشد ماده اولیه بکار رفته در همه آشها همان خمیر می باشد.
اشکنه:
از غذاهای محلی بوده که از قدیم به یادگار مانده است . در بیلند انواع مختلفی از این غذاها تهیه می کنند که دارای نام های زیر می باشند:1-اشکنه قوروت(کشک)2- اشکنه شیره 3- اشکنه بادمجان4- اشکنه شیراز 5- اشکنه عدس 6- اشکنه خرفگی(با استفاده از خرفه و کشک).
بلغور:
غذایی است که از گندم نیمه خرد شده و شیر گاو و یا گوسفند درست می شود و در صبح زمستان مورد استفاده قرار می گیرد.
توگی:
غذائی است که در صبح زمستان مورد استفاده قرار می گیرد و این غذا از ارزن و شیر تشکیل شده البته ارزن را با روغن نیز می پزند که به همان توگی معروف است واین دلیل بر این مدعا است که کشت ارزن از قدیم معمول بوده است.
آبگوشت:
هنوز هم آبگوشت در بیلند جایگاه خاص و ویژه ای دارد و شاید برنج نتوانسته است جای آن را بگیرد.
حلیم:
حلیم نیز مانند بلغور از گندم نیمه خرد شده به اضافه گوشت و حبوبات تهیه می شود.
آثار تاریخی بیلند:
جلوه های مختلف فرهنگ و تمدن خراسان به لحاظ گستره مرزها،دگرگونی آب و هوا،حمله ها و هجومها،گاه خصوصیت ویژه پیدا می کند که با دیگر نقاط ایران متفاوت است. آثار بجا مانده در شهر هایی چون گناباد خود نشان دهنده موقعیت خاص اینگونه شهرهاست زیرا این آثار و ابنیه باستانی گواه این مطلب هستند که ابنیه دفاعی و کویری منطقه متناسب با موقعیت سیاسی و جغرافیایی ساخته شده اند و دارای ویژگیهایی هستند که در ردیف ابنیه و عمارات معمول و متداول همه شهرها و روستاها نمیتوان به توصیف آنها پرداخت . نکته مهم و قابل توجه در مورد آثار باستانی گناباد این است که گناباد یکی از قدیمیترین شهرهای ایران است . علاوه بر تاریخ اسطوره ای ،گناباد دارای آثار تاریخی فراوانی است که از دوران گذشته بجا مانده است هرچند که این آثار بر اثر عوامل مختلف طبیعی خصوصاَ زلزله های متعدد صدمات فراوان دیده است ولی تعدادی از آنها هنوز پابرجا هستند. بر طبق آخرین پژوهش انجام شده در گناباد 50 اثر تاریخی قبل از اسلام و بعد از آن شناسائی شده است ولی متأسفانه تاکنون تنها دو اثر شامل مسجد جامع و امامزاده کاخک به ثبت آثار ملی و باستانی کشور درامده است.
در زمان سلجوقیان و دوران وزارت خواجه نظام الملک طوسی مدرسه ای در بیلند تأسیس شد که بعد ها بصورت مدرسه علمیه درآمده است به عقیده وی در دوران خواجه نظام الملک برای کنترل بیشتر فرقه اسماعیلیه مرکزی آموزشی و تدارکاتی در گناباد مستقر نمود و یکی از بستگان خود را بنام حاکم قهستان تعیین و اعزام کرد.
از دیگر آثار تاریخی بیلند حوض انبار می باشد یکی از این حوض انبارها حوض انباری است که توسط مرحوم حاج محمدرضا غفاری در اواخر دوره قاجاریه به همت مردم بیلند احداث گردیده است. حوض انبار موقوفه حاج علی محمد که در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه احداث گردیده ، حوض انبار طالب که در اوایل سلطنت مظفرالدین شاه احداث گردیده و چند حوض انبار دیگر، مسجد جامع علیای بیلند،مسجد میرزا عرب،مسجد سرگود نیز از ابنیه باستانی بیلند هستند. آثار بجا مانده از برخی برجهای عظیم نیزکه مربوط به سالها پیش است و در زمانهای قبل از این برجها برای دیده بانی استفاده میکرده اند
کشاورزی در بیلند
روستای بیلند با داشتن دو قنات ،چندین چاه نیمه عمیق و چند چاه عمیق و چند کلاته دارای کشاورزی نسبتاً قابل توجهی می باشد. محصولات عمده کشاورزی منطقه شامل گندم-جو-زعفران-پنبه-یونجه و ارزن می باشد و محصولات باغی منطقه شامل انگور – انار- زردآلو می باشد البته مسئله مهمی که وجود داشته و باعث کاهش بهره وری آب و زمین میشود خرده مالکی است بطوریکه اکثر کشاورزان دارای قطعات زمینی بین 05/0 تا 02/0 هکتار بوده و حل این مشکلات نیز امکان ندارد زیرا تعداد مالکین خرده مالک بسیار زیاد بوده و ثانیاً به علت نزدیکی روستا به شهر همین قطعات کوچک از ارزش بالایی برخوردار است . روستای بیلند دارای دو قنات به شرح زیر می باشد:
1-قنات بیلند:
آبدهی قنات حدود 40 لیتر در ثانیه و مدار گردش آب آن 14 روز است واحد سنجش تملک آبی فنجان بوده و هر فنجان معادل 5/8 دقیقه است.
2-قنات معروف به کاریز قوژد:
این قنات در تملک دو روستای بیلند و باغ آسیا بوده و در جریان سیل سال67 بکلی مسدود شده و بعداً نیز به مقدار کمی بازگشایی شد بطور کلی میزان آبدهی آن از 30 لیتر در ثانیه به 15 لیتر در ثانیه رسید و قنات مذکور درجریان سیل 5 اردیبهشت 74 مجدداً مسدود گردیده که الآن تا حدودی بازگشایی گردیده است.
لازم به ذکر است که تعدادی از کشاورزان بیلند از قنات دیزق که بین روستاهای قنبرآباد –باغ آسیا- بیلند- و قوژد مشترک است مالکیت دارند و کشاورزی می کنند.
چاه های نیمه عمیق در اطراف روستا پراکنده بوده که مشخصات و میزان آبدهی برخی آنها بقرار زیر است:
1-چاه طحان:میزان آبدهی آن 10 لیتر در ثانیه
2-چاه در قال عظیم:15 لیتر در ثانیه
3-چاه ارجمنی:10 لیتر در ثانیه
4-چاه حوض بیضاءالدین: 10 لیتر در ثانیه
5-چاه ملکی:15 لیتر در ثانیه
6-چاه فتاح:15 لیتر در ثانیه
7-چاه مرادی:2/0 لیتر در ثانیه
8-چاه مودب:2/0 لیتر در ثانیه
9-چاه نجمی:10 لیتر در ثانیه
10-چاه ابراهیمی:10 لیتر در ثانیه
و ...
علاوه براین چاهها تعدادی کلاته و واحدهای کوچک که دارای قناتهای سطحی و کم آب هستند نیز وجود دارد که مشهورترین آنها عبارتند از:
کلاته مسگرای بیلند:میزان آبدهی 10 لیتر در ثانیه،کلاته کلوخ:1 لیتر در ثانیه،کلاته ملاعباس:10 لیتر در ثانیه، کلاته چهارصد:10 لیتر در ثانیه،کلاته اتابک:4 لیتر در ثانیه،کلاته رضاداوری:4 لیتر در ثانیه،کلاته روحانی:2 لیتر در ثانیه،کلاته غفاری(کلاغ کوه):1 لیتر در ثانیه، کلاته مهدی آباد2 لیتر در ثانیه،کلاته حسین زاده3 لیتر در ثانیه و ...